السيد موسى الشبيري الزنجاني
7280
كتاب النكاح ( فارسى )
بگوييم تبديل به قيمت مىشود . و اما طبق روايت سكونى و روايت على ابن جعفر كه قبلًا گذشت نيز تبديل به قيمت مىشود . اين دو روايت شامل مورد جارى مىشود ، چون در آنها تعبير مىكند كه اگر شيئى يزيد و ينقص ، تبديل به قيمت مىشود . پس مورد روايت صورتى است كه بالاعتبارين هم زياده و هم نقيصه هست . البته خود صاحب جواهر روايت سكونى را كه در آن تعبير فيزيد و ينقص آمده است را قبلًا با او نقل كرده است يعنى به صورت فيزيد أو ينقص نقل نموده است اما در اينجا با واو نقل كرده است . من به وسائل و وافى و كافى كه ناقل اصلى روايت است مراجعه كردم ، آنها همه با أو نقل نمودهاند و با عدهاى از نسخ معتبر نيز مقابله كردم ، آنها هم با أو نقل نموده بودند . على القاعده بايد سهو حافظه از ايشان شده باشد و اينجا اشتباه كرده باشند . چون ايشان در اين روايات خيلى خلط نمودهاند . چنانچه قبلًا نيز گفتهايم روايت سكونى را به على ابن جعفر نسبت داده و لذا از آن به صحيحه تعبير كرده است . و ممكن هم هست اين گونه توجيه كنيم كه غلط چاپى است و ايشان همان فيزيد أو ينقص ، مطابق آنچه قبلًا نقل نموده است ، را در اينجا نيز مىفرمايد . به هر حال ايشان درباره اين روايت مىفرمايد « بل لعله المراد من قوله » يعنى ممكن است بگوييم منحصراً مورد روايت ، همين مورد مسأله جارى است كه بالاعتبارين زائد و ناقص شده است . ظاهرِ اين عبارت ايشان در ذيل روايت ، بيشتر با همان نقل با واو يعنى فيزيد و ينقص سازگار است . يعنى ايشان مىخواهد بفرمايد روايت را دو جور مىتوان معنا كرد . يك مرتبه يزيد و ينقص مىخواهد دو فرض را ذكر كند ، يعنى گاهى عين زيادتر شده و گاهى ناقص شده است . و يك مرتبه ديگر اين است كه يزيد و ينقص يك فرض را مىخواهد ذكر كند ، يعنى عين هم زياده شده و هم ناقص شده است . ايشان با اين عبارت مىخواهد بفرمايد بعيد نيست بگوييم كه اين روايت اصلًا مىخواهد همين صورت اجتماع زياده و نقصان